نيست بر لوح دلم جز الف قامت يار
چه كنم حرف دگر ياد نداد استادم
خدا تصميم گرفته بود تا آخرين دانشگاه را براي اعطاي مدرك انسانيت تاسيس كند. نخست رييس دانشگاهش را برگزيد.
بهترين انتخاب...
همان كه در تورات فارقليط نامش داده بود و از قبل مژده آمدنش را داده بود.
او را برگزيد تا با او كرامتهاي انساني را به حد نهايت برساند.(اني بعثت لاتمم مكارم الاخلاق).
بهترين انتخاب...
همانا او داراي خُلقي نيكو بود.(انك لعلي خلق العظيم). استادان تربيتي و روانشناسان عالم بايد زانوي شاگردي در پيشگاه آن والامقام بر زمين بگسترانند تا شايد شمهاي آداب تربيت از او ياد بگيرند و اصول روانشناسي.
بهترين انتخاب...
رييس دانشگاه ، كسي بود كه زمين و زمان به خاطر او آفريده شده بود.(لولاك ما خلقت الافلاك)
اما اولين درس:
به نام خداوند بخشنده بخشاينده * بخوان بنام پروردگار خويش كه آفريد* آدمي درا از خونپارهاي فروبسته آفريد* بخوان ( و بدان )كه پروردگار تو گراميترين است* همان كه با قلم آموخت*به انسان آنچه را كه نميدانست.(علق/5-1)
جالب است رييس دانشگاه ما خود سوادي نداشت.(الرسول النبي الامي) اعراف/157؛ اما شاگردان او را بايد به نظاره نشست.
نگار من كه به مكتب نرفت و خط ننوشت / به غمزه مساله آموز صد مدرس شد.
بد نيست سري هم به الميزان في التفسير القرآن بزنيم از ژرفاي محبت پيامبر(ص) بشنويم از زبان جرعه نوش تعاليمش علامه محمد حسين طباطبايي:
براي مسايل مادي و دنيوي عصباني نميشد.
خنده او تبسم بود و نه قهقهه.
بزرگ هر قومي را احترام ميكرد.
هنگامي كه وارد مجلس ميشد محل نشستن خود را آخرين نقطه مجلس قرار ميداد.
طوري برخورد ميكرد كه هر كس ميپنداشت محبوبترين فرد نزد پيامبر خود اوست.
براي مردم پدر بود و همه نزد او مساوي بودند.
مجلس او مجلس حلم و حيا و صدق و امانت بود و در آن مجلس صداها بلند نميشد.
كسي را از خودش مايوس نميكرد.
اما اكنون بر ما كه خود را دانشجو اين دانشگاه ميدانيم است كه دانشجوي خوبي براي اين استاد بزرگ باشيم(امام صادق(ع):كونو لنا زينا: براي ما زينت باشيد.) تعاليمش را به كار ببنديم و مدرك سعادت را از دانشگاهش اخذ كنيم.






