چه ارفع الملكي است اين مقام رضا.وه كه هر كه به آن رسيد عزيز هر دو جهان شد.
مگر نه اين است كه هر چه از دوست رسد نكوست؟
حكايت آنان را شنيده اي كه تفويض امر به آن صمد بيچگونه كردند و «افوض امر الي الله»سر دادند چون مطمئن بودند كه «ان الله بصير بالعباد»دوست هيچ گاه بد دوست را نمي خواهد.
مي گويد از من بخواه هرچه را كه مي خواهي.اگر صلاح تو بود خواهم داد اما اگر صلاحت نبود در عوض چيزي بسيار با ارزش تر از آن را برايت خواهم داد كه در سراي باقي خواهي ديد كه چيست.
شنيده اي كه آن حبيب خدا مي گويد:براي نعمتي كه در كف دلري غره مشو و شكرش را به جاي آر و هرگاه نعمت از كفت برون شد افسوس مخور.
چه زيبا تصوير مي كند علي اين پرده را:بگذلريد و بگذريد؛ ببينيد و دل مبنديد كه دير يا زود بايد گذاشت و گذشت
حسين را بين كه آنگونه پس از آن كه در مقابل چشمان خود اصغرش را كلگون ديد الهي رضا برضاك سرداد.
رضاي به آن چه از سوي او جاري و ساري است از مدال هاي افتخار مسافران به سوي اوست.
راضي باش...






