امروز تعداد روزهايي كه تو اين دنيا بودم به عدد18ضرب در365رسيد.19سالگي امرو آغاز كردم.روزها مي آيند و مي روند ولي به قول آقاي محدثي:هرگز مباد كه گذشته ما به اميد آينده و آينده ما در حسرت گذشته طي شود و عمر ما بين آينده رويايي و گذشته پرحسرت طي شود و هيچ خرده نياورد.
و به قول شاعر تيتراژ پاياني اخراجي ها:پشت سر گذشته هاي بي هدف/پيش رو لشگر آرزو به صف
عدد19شمارشگر عمرم تلنگري است به من كه تو حال جوان هستي و جوان محمدوشش چه نيكو كه ورنه هر گبري به پيري مي شود پرهيزكار.
بهترين ايامي را كه يك انسان مي تواند از بدو تولدش سپري كند را مي گذرانم و چه نيكو آن جواني كه صرف كسب علم و به قول پيامبر(ص)كسب حكمت بگذرد.جواني مرحله تلاش است و تكاپو و بهاراني است كه خزان در مقابل دارد و خرم آن كس كه با آذوقه اي پر از بهاري پر جنب و جوش به استقبال خزانش برود.و آن حبيب خدا(ص) فرمود كه بارالها به هنگام پيري روئزيم را وسيع گردان.
هر 27فروردين زنگ ها برايم به صدا در مي آيند و اين بار چنين ندا دادند: اي كه نوزده رفت و در خوابي / مگر اين چند روزه دريابي
كيك غافلگير كننده مامان نشان از آن داشت كه كساني هستند كه هنوز روز تولد مرا به خاطر دارند و بعد اس ام اس ابراهيم رسيد:اگر حلقه عشق از طلاست؛حلقه دوست از وفاست:تولدت مبارك.






