تبليغاتX
تاب بنفشه

به نام خداوند جان و خرد   /کزین برتر اندیشه برنگذرد

خداوند نام و خداوند جای    /خداوند روزی ده رهنمای

دیروز روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی بود.وقت نکردم بنویسم.اما حیف بود درباره کسی که ۳۰سال عمر خودشو برای زنده نگه داشتن یک فرهنگ صرف کرده ننویسم.فردوسی بزرگ مرد ادب فارسی و شاید متعهد ترینشونه. چه رنج ها که در این سال۳۰ نبرد.همه داراییشو از دست داد. ولی می دونست که می خواد چه کار کنه و ارزششو داشت.یاد و نامش گرامی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 11:58  توسط حامد   | 



حتما همه شما نامه آقای احمدی نژاد به آقای بوش را خواندید.از دو جنبه میشود این نامه را نقادی کرد. یکی از جنبه فرهنگی و نامه ای که یک حاکم مسلمان با صمیمیتی که از مفاهیم دینش مایه گرفته به یک حاکم مسیحی و با زبان مشترک ادیان ابراهیمی می نویسد و نقد دوم نقدی سیاسی که یک بمب کاملا سیاسی بود که قدرتش بیشتر از بمب هسته ای بود.مخصوصا با تدبیری که سیاستمداران ایرانی اندیشیدند(اول با اعلام وصول نامه و جلب توجه افکار عمومی جهان و بعد با انتشار خود نامه) که دیگر نگویند سیاستمداران ایرانی سیاست بلد نیستند. خیلی دوست دارم قصد نامه اولی باشه.چون در صورت دوم ارزش نامه از بین میره.

نظرم اینه که این نامه رو خاتمی باید می نوشت چون نمود بارز گفت و گوی تمدن هاست. اما محتوای نامه عالی بود. احمدی نژاد رو باید یک روان شناس هم دونست:

((اگر ابراهيم، اسحاق، يعقوب، اسماعيل، يوسف يا عيسي مسيح (ع) امروز با ما بودند چگونه درباره‌ي چنين رفتاري قضاوت مي‌كردند؟ آيا به ما نقشي براي ايفاي آن در جهان موعود كه عدالت در آن جهاني خواهد شد و عيسي مسيح (ع) در آن حاضر خواهد شد داده مي‌شد؟ آيا اصولا آنها ما را قبول مي‌كردند؟

سوال بنيادين من اين است: آيا راه بهتري براي تعامل با ساير كشورهاي جهان وجود ندارد؟ امروز هزاران ميليون مسيحي، هزاران ميليون مسلمان و ميليون‌ها نفر از پيروان آموزه‌هاي موسي (ع) در جهان زندگي مي‌كنند. تمام اديان الهي به توحيد يا اعتقاد به خداي واحد و نه هيچ كس ديگر در جهان احترام مي‌گذارند))

استفاده ی به جا از آموزه های قرآنی و مشترکات ادیان ابراهیمی مخاطب این نامه رو نه تنها بوش بلکه همه مردم جهان کرده.شب خواستم برای لحظاتی خودم رو جای بوش بگذارم و احساس بوش رو بعد از خاندنش بفهمم.اما آخر به این نتیجه رسیدم بوش الآن دقیقا فکر میکنه جه کار کند که از این بحران خلاصی یابد.

حیف که عظمت این نامه در پشت تاکتیک سیاسی اش رنگ خواهد باخت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 10:57  توسط حامد   | 



کنکور که داره نزدیک میشه اضطراب و کابوس و ...من و همه کنکوری ها زیاد و زیادتر میشه.پنجشنبه به یه همایش در باره کنکور رفته بودم.وقتی سخنران صحبت میکرد یک نفر بلند شد و با اعتراض گفت:این چه شیوه ای برای انتخاب نخبه در جامعه است.نخبه ای که با حفظیات انتخاب می شه و در عوض و قتی یک جوون ایرانی دستگاه بی سیم شارژ موبایل می سازه اریکسون ملیون ها دلار بابتش می ده و ما عرضه نداریم که با نگه داشتن این جوون خودمون این رو بسازیم.

با نظراتش موافق بودم.نه تنها من بلکه همه(صدای کف ها این رو ثابت می کرد.).یه دوستی می گفت:دانشگاه رفتن در کشورهای خارجی مثل یک قیف هست .راحت می تونی وارد دانشگاه بشی ولی طی مدارج علمی سخته.خیلی سخت.اما ما تو ایران قیف رو برعکس گرفتیم.وارد شدن به دانشگاه خیلی سخته ولی در عوض خیلی راحت می تونی مدرک بگیری.

راستش شبها هم کابوس کنکور راحتم نمیگذاره.با این که میدونم می تونم قبول بشم نمیدونم این دلهره چیه.من باید موفق بشم چون موفقیت حقه منه.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 10:45  توسط حامد   |