تبليغاتX
تاب بنفشه

یک سال دیگر گذشت.و دوباره یک سفره هفت سین دیگر.تو همه روزهاي سال خروس نمي شد گوش به خبر بدي و خبرسي از كشت وكشتار نشنوي.كودكان مظلوم عراق و افغانستان و عراق و فلسطين و آفريقا.گرسنگي و جنگ و ...
اين سالي كه گذشت بيشتر از اين كه يك دانش آموز كنكوري باشم يك سياسي من بودم.نتونستم به خيلي از آرزوهاي امسالم برسم.اما اصلا از كارهم پشيمون نيستم.اين هم يك تجربه متفاوت بود.تو انتخابات و جهت گيري هام موفق بودم.اما سياست84 را مي توان در جند اسم خلاصه كرد.محمود احمدي ن‍زاد،محمدالبرادعي،هوگو چاوز،آنگلامركل،جورج دبليو بوش،عراق،نوكلير انرجي و حماس

چندتا نیایش برای سال نو:

خدای بزرگم:سالی رو که می آد سال صلح و صفا وئ دوستی برای همه انسان ها قرار بده.

خدای بزرگم امسال می خواهم کنکور بدم اما بیشتر از ترس از کنکورُترس ازکنکور زندگیم دارم.در همه کنکورها موفقم کن.

   اما نوروز مصادف شده با اربعین حسینی.سال قبل مسیح عشق بر صلیب کین را به همین مناسبت نوشتم.نوروز حسینیتان گرامی باد.

                            
       

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384ساعت 11:59  توسط حامد   | 



بریدی و نبریدم وفانکردی و کردم...

مهرداد اوستا و شعرهایش را خیلی دوست دارم.سادگی و صمیمیتش رو و لطافت اشعار رو.

از درد سخن گفتن و از درد شنیدن/بامردم  بی درد ندانی که چه دردی است.

اما یه شعر از مهرداد اوستا که تا حالا نخوانده بودم:
کـیســــتی؟

« کـیســــتی؟»
با من بگو تا کیستی؟ مهری؟ بگو ، ماهی؟ بگو
خوابی؟ خیالی؟ چیستی؟ اشکی؟ بگو ، آهی؟ بگو

راندم چو از مهرت سخن ، گفتی بسوز و دم مزن
دیگر بگو از جان من ، جانا چه می خواهی؟ بگو

گیرم نمی گیری دگر ، ز آشفته ی عشقت خبر
بر حال من گاهی نگر ، با من سخن گاهی بگو

غمخوار دل ای مه نیی ، از درد من آگه نیی
ولله نیی ، بالله نیی ، از دردم آگاهی؟ بگو

در خلوت من سر زده ، یک ره درآ ، ساغر زده
آخر نگویی سر زده ، از من چه کوتاهی؟ بگو

من عاشق تنهایی ام ، سر گشته شیدایی ام
دیوانه رسوایی ام ، تو هر چه می خواهی بگو...

واقعا جالب نبود؟
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم اسفند 1384ساعت 15:31  توسط حامد   | 



اوايل اسفند۸۳ بود كه با يك دليل مسخره تاب بنفشه رو افتتاح كردم.اولين پستم زندگي نامه سيمين دانشور بود كه براي تحقيق تاريخ ادبيات آماده كرده بودم.تقريبا اولين نوشته هام عموما يا به نقل از ديگران بود يا نوشته هاي ضعيف خودم.تاب بنفشه يك ساله شد.هرچي به نوشته هام نگاه مي كنم مي بينم كه هر نوشته نسبت به قبلي كلي قوي تره.با يك دليل مسخره شروع كردم و بعد اينو فهميدم كه مي تونم تراوشات ذهنم رو با كلي آدم كه خيليشون معني نوشته رو مي دونن درميون بذارم.امروز شعر(( تاب بنفشه مي دهدطره مشك ساي تو))حافظ را خيلي دوست داشتم.به همين خاطر...

بگذريم.تاب بنفشه حالا وارد دوسالگي شد .اميدوارم سال ديگه همين موقع بيشتر از اين موفق باشم.

      

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اسفند 1384ساعت 12:29  توسط حامد   |